تمدن توحیدی

کار کردن را یاد می گیریم تا زندگی کنیم و زندگی کردن را یاد می گیریم تا به کمال برسیم

کار کردن را یاد می گیریم تا زندگی کنیم و زندگی کردن را یاد می گیریم تا به کمال برسیم

غدیر کربلای عوام بود و کربلا غدیر خواص. در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد "جفا" شد؛ و در کربلا با آنکه بیعت برداشته شد "وفا" شد. ( مقام معظم رهبری)

طبقه بندی موضوعی

بسترهای فرهنگی

يكشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۴۱ ب.ظ

         

فرهنگ

 نویسنده : حسین ذوالفقاری                               

هیچ انسانی بد-فرهنگ متولد نمی شود، بلکه فرهنگ هر کسی در بستر هایی شکل می گیرد. هرچند میل و گرایش هایی به صورت فطری وجود دارد، بلکه منظور اینجانب مثلا بداخلاقی هاست. هیچ کسی لجباز به دنیا نمی آید، لجباز بار می آید .  حضرت علی (ع) فرمودند: « زیاده روی در سرزنش کردن ، باعث برافروخته شدن آتش لجاجت می شود» ( تصنیف غرر الحکم ، ص 223 ، حدیث 4507 ).  این مورد در مقاله دیگری تشریح خواهد شد.

اکنون می خواهیم بستر های فرهنگی را بشناسیم. هر یک از موارد خانواده ، تلویزیون ، اینترنت ، ماهواره ، کتب ، دوستان یا اجتماع ، مدرسه و دانشگاه ، ... می تواند یک بستر فرهنگی باشد. یعنی هر انسانی فرهنگ خود را از این بسترها کسب کرده و شخصیت او شکل می گیرد. این بستر ها می توانند آموزش دهنده ی فرهنگ باشند ویا مکانی برای تبادل آن( که هر یک از این دو می تواند جنبه مثبت یا منفی داشته باشد).

بسترهای خانواده، تلویزیون و کتب جنبه آموزش فرهنگ را دارا بوده وقابل کنترل وهدایت هستند. یعنی می توان فرهنگ صحیح (اسلام حقیقی) را از این روزنه ها آموزش داد.

بستر اجتماع ( یا دوستان) بیشتر جنبه تبادل فرهنگ را دارا هستند.

بستر های اینترنت و ماهواره نیز بستر هایی بدون دروازه هستند.هم آموزش دارند هم تبادل. قابل هدایت و کنترل نیستند. هم آموزش فرهنگ صحیح در آن صورت می گیرد (البته این مورد مختص اینترنت است نه ماهواره) هم راه برای ورود فرهنگ آلوده باز است. به عبارتی دیگر این دو، شاهراه تهاجم فرهنگی هستند. یعنی تهاجم فرهنگی از این دو شاهراه وارد شده و در بستر های دیگر رسوخ می کنند. البته منطقا نمی توان این اینترنت را بست، چون خدمات گسترده ای نیز در آنها وجود دارد. لذا بهترین راه برای مبارزه با تهاجم فرهنگی، تقویت فرهنگ از طریق بسترهای آموزشی می باشد. نباید فراموش کنیم که آموزش فرهنگ معمولا تا سنین جوانی معنا دارد و از آن به بعد تقریبا شخصیت افراد شکل گرفته است. یعنی اگر پایه های شخصیتی تا آن موقع به خوبی شکل بگیرد تقریبا دیگر تحت تاثیر فرهنگ مهاجم قرار نمی گیرد.

بستر دانشگاه نیز مجموع بستر های کتب و دوستان است. البته می توان اینترنت را نیز درون آن جای داد. پس در دانشگاه ، هم آموزش فرهنگ صورت می گیرد هم تبادل فرهنگ.

اکنون باید بدانیم اگر تاثیر تهاجم فرهنگی در جامعه ی ما زیاد است ( البته خیلی کمتر از حدی که  مهاجمان انتظار آن را داشتند) به این دلیل است که هیچ یک از بستر های آموزشی مسئولیت خود را به خوبی اجرا نمی کنند و شاید هم اصلا اجرا نمی کنند. چند تا از خانواده ها تحقیق می کنند که اسلام در مورد نحوه تربیت فرزند چه دستوراتی دارد؟ ( برای نمونه حدیثی در ابتدای مقاله ذکر شد.) چقدر تلویزیون توانسته است بین مردم با کتاب خوانی رابطه برقرار کند جز این که اوقات مردم را پر کرده است. البته برنامه های خوب هم پخش می کند! چقدر توانسته است در کاهش معضلات فرهنگی جامعه سهیم باشد؟

مدرسه و دانشگاه که خود حدیثی مفصل دارد و بحثی مفصل را می طلبد و قصد خسته کردن خواننده را ندارم.

همان قدر که ما در آموزش فرهنگ ناب اسلام به نسل های بعد خوابمان برده است، از طرف دو شاهراه ماهواره و اینترنت ( و چه بسا نیز از تلویزیون که خوشبینانه می گوییم غافلانه) مورد تهاجم فرهنگ آلوده به طرز بسیار دقیق J� حساب شده قرار گرفته ایم % J8 همان طور که ذکر شد اگر بخواهیم با این هجمه مقابله کنیم باید به فکر تقویت فرهنگ باشیم و بجای اینکه مهد کودک را زیر نظر بهزیستی قرار دهیم، وزارت مهد فرهنگ و تمدن را تشکیل دهیم تا نه تنها مهد کودک زیر نظر آن فعالیت کند بلکه چگونگی آموزش صحیح فرهنگ را نیز در مدارس و دانشگاه ها مشخص کند. کاری که وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم از آن عاجزند ( البته شاید دوستانی بتوانند راه بهتری را پیشنهاد کنند).

متذکر  می شوم که اولین بستر فرهنگی خانواده است. هرکسی قبل از اینکه وارد مدرسه، دانشگاه و اجتماع شود وقبل از اینکه با اینترنت و ماهواره ارتباط برقرار کند وارد بستر خانواده می شود. لذا اولین پایه های شکل گیری شخصیت او در خانواده شکل می گیرد. پس اهمیت آن بسیار بالاست.

باید بگویم لازم است دوستداران فرهنگ که مطالعات استراتژیک دارند دو کار را انجام دهند. اول اینکه در جهت تقویت هر چه بیشتر این بستر ها تفکر و تلاش کنند. علی الخصوص کتاب بنویسند. کتابی که متن آن طوری باشد که خواننده را تا خواندن پایان آن سوق دهد نه اینکه کتاب را به گوشه کتابخانه سوق دهد.یعنی از نوشتن هر جمله ای که وقت خواننده را بگیرد پرهیز کند، اصطلاحا ساندویچی بنویسند. برای اجرای این ( نوشتن کتاب) لازم است مطالعات خود را افزایش دهند ( و بنده مخالف این هستم که فیلم جای کتاب را گرفته است و باید بجای نوشتن کتاب، فیلم ساخت که این مقاله جای بحث آن نیست).

دوم اینکه شاید بتوان بستر های فرهنگی جدیدی تشکیل داد. برای این مورد نیز تفکری کنند.

در پایان اشاره می کنم که منظور اینجانب از نوشتن این مقاله این نیست که اگر ما این بسترها را تقویت کنیم تمام مشکلات فرهنگی حل می شود بلکه ما زمینه را برای بالا بردن فرهنگ مهیا می کنیم. همانطوری که از مدارس تیزهوشان هم رتبه های زیر 10 خارج می شوند هم کسانی قادر به انتخاب رشته نیستند.

از خوانندگان محترم تقاضا می کنم در جهت هرچه بهتر شدن این مقاله یاری کنید.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۲۹

نظرات  (۱)

اول این که سلام

دوم این که برادر من خوب اشاره می کردی که در جای جای این نوشته از فرمایش های مقام معظم رهبری مدظله استفاده کرده ای. این که خیلی بهتر بود.

پاسخ:

سلام دوست عزیز

راستش این مقاله رو خودم نوشتم. برام جالب و خوشحال کنندست که گفتید منطبق بر دیدگاه مقام معظم رهبریه.

اگه میشه یک آدرسی از سخنرانی مربوطه را بدین تا بخونم و بتونم مقاله رو تقویت کنم و  اصلاحی رو که گفتید انجام بدم.

تشکر می کنم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی